وبلاگ نویسان عزیز حتما یه سری به
اینجا بزنند فکر نمیکنم بد باشه شاید فردا اونجا باشم شما هم بیایید خوشحال می شیم
+ نوشته شده در
85/09/27ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|
+ نوشته شده در
85/09/22ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|
زمستان و لبوی داغ واقعا می چسبه جالبه یک ساعتی داشتم عکاسی می کردم که به خاطر حضور یک عکاس همه از کنار لبوها به راحتی میگذشتند و تقریبا کار و کاسبی اون بیچاره را خراب کردم
+ نوشته شده در
85/09/18ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|
+ نوشته شده در
85/09/18ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|
+ نوشته شده در
85/09/18ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط میخانیک
|
وقتی
اینا رو دیدم بازم از همه چیز لجم گرفت
ترجیح میدم مطلب ننویسم اما برای اینکه کمی سردرگم نشین اینجارو بخونین
+ نوشته شده در
85/09/14ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|
هر مراسمی جذابیت های خودش را دارد مخصوصا اگه از این
نوع باشد
مار از ..... مدام زیاد میشن
+ نوشته شده در
85/09/14ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|
قرار است شروعی پیگیرتر داشته باشم و به قول مریم خانوم خیلی لازم نیست هر روز اینجا را به روز کنم و میدانم مدتها طول خواهد کشید تا وبلاگ نویس حرفه ای بشوم ولی هیچ کاری نشد نداره .
اما برای شروع باید بگویم با توجه به ارادتی که نسبت به حضرت دوست خواجه شیراز دارم تقریبا تلاشم بوده هر کارم را با پند و اندرزی از او شروع کنم به همین خاطر تفال زدم:
ای گل بشکر آنکه تویی پادشاه حسن با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور
+ نوشته شده در
85/09/05ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|
شروعی اجباری به زور دوستان
+ نوشته شده در
85/09/04ساعت 5:44 بعد از ظهر  توسط میخانیک
|